أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
459
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
عذاب حق مسلّم بمانيد . ايشان دعوت « 1 » او را انكار كردند ، و مخالفت « 2 » را بر موافقت اختيار كردند . قوله تعالى « 3 » : « فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى . » « 1 - » گرد فضول و زلّت گشتند ، و آن ناقه را به حكم بىفرمانى بكشتند . ملك تعالى جبرئيل را بفرمود « 4 » تا بانگى بر ايشان زد ، همه را هلاك كرد و روى زمين از كفر و آلايش پاك كرد . چون در نعمت به مخالفت بشتافتند ، در نهايت هلاك و محنت يافتند . قوله تعالى : « فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ . » « 2 - » تا بدانى كى هر نعمت كى ابتداء او قرين كفر و افتعال باشد « 5 » ، انتهاء او قرين هلاك و زوال باشد « 6 » . بيت بس كس كى به فقر و صابرى مهتر « 7 » شد * وان فقر ورا به راه حق رهبر شد بس كس كى چو حرص و نعمتش ياور شد * گم كرد ره و به نعمتش كافر شد و امّا آن دو كس كى در بدايت « 8 » ملك « 9 » ايشان را « 10 » محنت داد ، در آن صبر كردند « 11 » ، يكى « 12 » ذو القرنين بود . ملك تعالى ذو القرنين را در بدايت « 13 » محنت داد در آن محنت صبر كرد ، حق تعالى در آن صبرش عزّ و ولايت داد . قوله تعالى « 14 » : « إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ . » « 3 - » و محنت او آن بود كى « 15 » ملك تعالى « 16 » او را به دو قرن فرستاد ، تا ايشان را دعوت كند ، و روى به راه طاعت كنند . او را بگرفتند و سرش به سنگ همىكوفتند ، تا مغز از سر او « 17 » جدا شد و جان از قالب او رها « 18 » شد .
--> ( 1 ) - از دعوى ( 2 ) - + او ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - بفرستاد ( 5 ) - آن كفران بود ( 6 ) - زوال و هلاك بود ( 7 ) - بهتر ( 8 ) - « در بدايت » ندارد ( 9 ) - + تعالى ( 10 ) - + نصرت نداد ( 11 ) - « و در آن صبر كردند » ندارد ( 12 ) - + از ايشان ( 13 ) - « در بدايت » ندارد ( 14 ) - از « در آن محنت . . . » ندارد ( 15 ) - + پادشاه عالم جل جلاله ( 16 ) - « ملك تعالى » ندارد ( 17 ) - سرش ( 18 ) - جدا ( 1 - ) سورهء فصلت / 16 ( 2 - ) سورهء انعام / 6 ( 3 - ) سورهء كهف / 83